مردم گرايى، حق گرايى

دوست داشتنى ترين چيزها در نزد تو، در حق، ميانه ترين، و در عدل فراگيرترين،

و در جلب خشنودى مردم گسترده ترين باشد، كه همانا خشم عمومى مردم خشنودى

خواص را از بين مى برد، اما خشم خواص را خشنودى همگان بى اثر مى كند.

خواص جامعه همواره بار سنگينى را بر حكومت تحميل مى كنند زيرا در روزگار

سختى ياريشان كمتر، و در اجراى عدالت از همه ناراضى تر، و در خواسته هايشان

پافشارتر، و در عطا و بخشش ها كم سپاس تر، و به هنگام منع خواسته ها دير عذر

پذيرتر، و در برابر مشكلات كم استقامت تر مى باشند. در صورتيكه ستونهاى استوار

دين، و اجتماعات پرشور مسلمين، و نيروهاى ذخيره دفاعى، عموم مردم مى باشند، پس

به آنها گرايش داشته و اشتياق تو با آنان باشد.

ضرورت رازدارى

 از رعيت، آنان كه عيبجوترند از خود دور كن، زيرا مردم عيوبى دارند كه والى در

پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است، پس مبادا آنچه بر تو پنهان است آشكار گردانى،

و آنچه كه هويداست بپوشانى، كه داورى در آنچه از تو پنهان است با خداى جهان

مى باشد، پس چندان كه مى توانى زشتى ها را بپوشان، تا آن را كه دوست دارى بر

رعيت پوشيده ماند خدا بر تو بپوشاند، گره هر كينه اى را در مردم بگشاى، و

رشته هر نوع دشمنى را قطع كن، و از آنچه كه در نظر روشن نيست كناره گير، در

تصديق سخن چين شتاب مكن، زيرا سخن چين گرچه در لباس اندرزدهنده ظاهر مى شود

اما خیانتكار است.