لبخند ریاضی
مهندس:" تقریبا" 3 است".
******************************************************
معلم به دانش آموز : اگرتو 200 تومن پول داشته باشي و برادرت 50 تومن آن را بردارد ، چه قدر پول برايت مي ماند ؟ دانش آموز:‹300 تومن.› معلم با عصبانيت :‹300تومن؟!) دانش آموز:‹چون آنقدر گريه مي كنم تا پدرم 150 تومان ديگر هم به من بدهد!› ![]()
******************************************************
معلم : ( مریم ! اگر هم شاگردی ات , سارا , هزار تومان به تو بدهد و دوباره پانصد تومان دیگر هم بدهد , در مجموع چقدر پول خواهی داشت ؟) در همین موقع سارا با عصبانیت می گوید : اجازه ! ببخشید , از كیسه خلیفه می بخشید ؟!...![]()
******************************************************
معلم تكليف يكي از شاگردان رو ميبينه كه نوشته:
15 = 2 + 8 25 = 5 + 10 75 = 18 + 35 15 = 5 + 7
بهش ميگه : پدرت بايد برات معلم بگيره. شاگرده ميگه: ولي اجازه آقا اينا رو بابام برام حل كرده. معلمه ميپرسه: مگه پدرت چيكاره است؟ پسره ميگه: اجازه ! تو چلوكبابي كار ميكنه آقا ![]()
******************************************************
ریاضیات هدیه ای است الهی