سلام دوستان
میخواستم یه پست جدیدبزارم...
اماخب...یه اتفاقی افتادکه واقعایه دفه تمام انرژی امشبم تحلیل رفت...
چراماایرانی هااینقدرقدرنشناسیم؟
چرابعضیهامون ازروبه رودوستیم ولی ازپشت سرخنجرمیزنیم؟؟؟؟
چراصادقانه اون چیزی که تودلمون هست رونمیگیم؟؟؟؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای کاش کمی...فقط کمی...مثبت ترفکرمیکردیم...
ای کاش یه ذره دیدبازتری نسبت به زندگی ودنیاداشتیم...
ای کاش قدریه سرسوزن معرفت ودرک داشتیم وفقط یه قطره...قدرشناس بودیم...
خیلی حسرت میخورم...
خیلی حسرت میخورم وقتی میبینم چه استعدادهاتوایران داره موج میزنه ولی به پای تنبلی داره ازبین میره...
قلبم آزرده میشه باتمام وجود وقتی میبینم چطوریه نفرخودش روتیکه تیکه میکنه که یه نفربفهمه دنیای اطرافش رووتازه وقتی یکم داره امیدوارمیشه....تازه میفهمه چه حرفاکه پشت سرش گفته نشده وچه خنده هاکه به ریشش نشده...
افسوس....
فقط این رومیتونم بگم....
خداونددنیارابه زبان ریاضی خلق کرده است...
آنکه ریاضی رانفهمید...دنیانفهمیده وعظمت وبزرگی خدارادرک نخواهدکرد....
حالاتوی این دنیای بزرگ...به جای اینکه دردی ازهم دواکنیم ...به جای اینکه دیدبازی داشته باشیم وبخوایم ازاین زندگی پست به خدای بزرگ وبهشتش برسیم بیایم لحظات زندگیمون روباحرف های بی حاصل بگذرونیم...خیلی ظلمه...خیلی...
برای من چه فرقی میتونه داشته باشه یه نفرازریاضی خوشش بیادیانیاد؟
اینکه من ریاضی رودوست داشته باشم ودراون استعدادداشته باشم برگ برنده ایه برای من ...پس چرادنبال این هستم که دیگران هم بفهمند؟چرارغیب تراشی میکنم؟؟؟
برای خودنمایی نیست....برای اینکه بگم من بابقیه فرق دارم نیست..برای اینکه بگم ازبقیه برترم نیست...من نیازی به اثبات اینهاندارم...من هرکارمیکنم فقط به قصدقرب به خداست...من میخوام همه بفهمندخداباچه زبانی بامردم سخن گفته باچه زبانی بامتفکران...
برای تاثیرگذاری درهرکسی بایدبازبون خودش باهاش حرف زد...یه کودک زبان کتابی نمیفهمه...بادلیل واستدلال بهش بگی طرف آتیش نرونمیفهمه بایدبهش بگی بهت شکلات میدم اگه نری طرف آتیش...
خدابرای هرطبقه ازمردم به یک زبون سخن گفته...بطورکلی بازبان عربی وخیلی ساده ...خداوندمیگه بیاای بنده من باهم معامله بکنیم...توطرف حرام نرو من به مالت برکت میدم...داره میگه توبه طرف آتیش نرومن بهت شکلات میدم...
خدابه همه گفته درآفرینش زمین وآسمانهاتفکرکنید...
وهرکس تفکرکرد بازبان متفکرانه بااوسخن گفت...
این زبان...ریاضیست...
بالاترین علم است...
باثبات ترین ومحکم ترین علم...
تمامی برهانهاوعلوم ازاین علم بی منتهاسرچشمه میگیرند...
ای کاش چشمهایمان رابشوییم...
جوری دیگرببینیم...
ای کاش به جای حفظ کردن این اشعار...کمی به معنی آنها بیاندیشیم...
من میخوام قدمی هرچندکوتاه وشایدعبث ولی درحدتوان وتلاشم درراه فهماندن زبان خدابه مردم مملکتم بردارم..
این همه سخنرانی واین همه حدیث وآیه وسخن وشعروهمه وهمه وهمه چیز...
همه گفتن مذهبی بازیه...بروباباچرته وهیشکی قانع نشد...
بیایدبشینیم بحث کنیم...به جای حرف هایی که ازهر100تاش یکیش به دردنمیخوره بیاید2کلمه حرف حساب ومنطقی وبه دردبخوربزنیم...آخه مگه چی میشه؟؟؟
بزارین یه باربچه مسلمون بازی یه بارمذهبی هم نه ادای بچه درس خونارودربیاریم...
اینجاکه هیشکی اون یکی رونمیشناسه...
بیایدباخیال راحت حرفمون روبزنیم...
یه فکری برای این جامعه وآیندش برداریم...
آینده این مملکت دردست های ماست...
شماچه بخواهیدوچه نخواهیدریاضی به قول آقای غریب آش کشک خالتونه...بخورین پاتونه نخورین پاتونه...
چراوقتی میتونیدرنج هاروتبدیل به لذت کنیدترجیح میدیدباهاش کناربیاید؟
این فقط مربوط به درس وریاضی نیست ...
ریاضی به آدم طرزفکریادمیده...
برای ذهن آدم راه های جدیدمیسازه...
همون شیارهای مغزکه دوستان گفتندروعمیق میکنه...
این یعنی مملکت ماپیشرفت میکنه...
اگه بچه هاباریاضی عمقی آشنابشن حتماپیشرفت های چشمگیری خواهیم داشت...
من اینومیخوام...
هرچی بیشترریاضی رودرک کنید....خدارووقدرت وعظمتش روبهتردرک خواهیدکرد...
تمام غم من...آینده مملکتم هست وبس...
من هیچ چیزبرای خودنمیخواهم...
من فقط میخواهم هرآنچه میتوانم برای کشورم انجام دهم...
ازهمین اول توقع ندارم پیروزبشم...
بااین شکست های کوچیک هم ناامیدنمیشم...
ازهرشکست تجربه ای بایداندوخت...
تجربه اندوختم...
بالاخره یه روزتوی همین وبلاگ خبرموفقیم روبه شمامیدم...
اینکه توانسته ام گامی هرچندکوچک برای سربلندی کشورم بردارم...
سربلندی کشورم درگروی فهمیدن حرف خداست...
خدایا...تومیدانی وبس....
همین کافی است....
سلام دوستان...
امروزجاتون خالی کلی بحث کردیم وکلی چیزی من یادگرفتم...
از"ی دختر"و"غریب"عزیزوتمامی کسانی که دربحث ماشرکت کردندکمال تشکررودارم...
مخصوصاازآقای غریب که خیلی وقت گذاشتن وصادقانه پاسخ دادندوخیلی کمک کردن تشکرویژه دارم....
متن بحث های مارومیتونیدتونظرات بخونید...
امیدوارم مفیدباشه براتون واگرنظری هم درباره نظرات داشتیدحتمابگید...
بحثمون باموضوع سوم پست قبلی یعنی تاثیرخودمعلم ریاضی درتدریس وعلاقه مندی دانش آموزان ودانشجویان به ریاضی شروع شدوتااینجابه این نتیجه رسیدیم که :
1-معلم ریاضی بایداخلاق داشته باشه وکلاسش خشک نباشه
و
2-روش تدریس خیلی مهمه واستادومعلم بایدبه شیوه ای جذاب اگرحداقل نمیتونن درس بدن لااقل متن درس رودرست وکامل وباحل مثال کافی وکامل درس بدن که بچه حداقل دوسوم درس روبفهمن که بتونن نمره قبولی بیارن...
*این جمله بالاایهام به هیچ جمله وهیچ حرف هیچ شخصی نداشت...افرادزیادی رومیشناسم که به خاطرتدریس بددبیرازریاضی متنفرشدندوحتی مجبورشدندامتحان ترم اول ریاضی شون رودوباره برگزارکنند چون واقعامعلم بدبوده وتمام دانش آموزان خراب کردند.*
هنوزبرای نتیجه گیری کلی خیلی زوده ولی موضوع اصلی بحثمون ازاین هفته تاهفته دیگه همین موقع حداقل همین هست :
"تاثیرمعلم ریاضی بریادگیری درس ریاضی"
منتظرنظرات قشنگ وسازندتون هستم.
بازهم ازآقای غریب تشکرویژه دارم وبه فکرشون هستم تامشکلشون روباریاضی حل کنم.
شایدجبران وقتی که امروزبرای این وب گذاشتندبشه...
بدرود.
ریاضیات هدیه ای است الهی